sms love
velyan
برو مسافر من برو سفر سلامت نگو که روز دیدار بمونه تا قیامت تا وقتی زنده هستم منتظرت می مونم برو خدا به همرات درد و بلات به جونم این لحظه های آخر بگو می مونی ژیشم از فکر رفتن تو دارم دیوونه میشه می خوام به دورت امشب پروانه وار بگردم به این امید که شاید بگی که بر میگردم آرزو دارم امشب با تو هرگز نمیره سپیده ای نباشه تو رو ازم بگیره.... اي كاش ميبودي و مي ديدي وقتيكه تو رفتي چقدر دلم گرفت . آخر با تو عاشق بودم و به عشق نزديكتر. با تو ميشد به پيشواز صنوبرها رفت و پرستوها را تا دريايي دور بدرقه كرد. وقتي تو رفتي دلم گرفت آخر با تو ميشد تا آنسوي ساحل دلها كوچيد و عشق را زيبا ترديد . وقتي كه تو بودي ،دلم چه آرامش غريبي مي يافت. درحريم نگاهت و آسمان چه حقير مي نمود درمصاف چشمانت . وقتي تو رفتي دلم شكست ،آخر مي توانستم دلتنگيهايم را به ضريح چشمانت بسپارم و تبسم ستاره ها را در برقي نگاهت ببينم . اينك : وقتي بـه تـو مي رسم پنـجـره بال در مي ياره چه حال و احواليه عشق روشـــنــه باقــيــه غـــزل چه احـتــيـاج به گـفـتـنـه جـفـت خـدا مي شــه دلـم تـو رو کـه پـيـدا مي کنه چه حال و احواليه عشق وقتي بـه تـو مي رسم ستـاره غنچه مي کنه وقتي بـه تـو مي رسم پنـجـره بال در مي ياره چه حال و احواليه عشق خيلي سخته واسه ي اون بشكنه يه روز غرورت صبح بلند شي و ببيني كه ديگه دوستش نداري خيلي سخته كه نباشه هيچ جايي براي آشتي بي وفا شه اون كسي كه جونتو واسش گذاشتي خيلي سخته تو زمستون غم بشينه روي برفا مي سوزونه گاهي قلب وزهر تلخ بعضي حرفا خيلي سخته اون كسي كه اومدوكردت ديوونه هوساش وقتي تموم شد بگه پيشت نمي مونه خيلي سخته اگه عمر جادوي شعرت تموم شه نكنه چيزي كه ريختي پاي عشق اون حروم شه خيلي سخته اون كسيكه گفت واسه چشمات مي ميره بره و ديگه سراغي ازتو و نگات نگيره خيلي سخته نكنه يه روز ندامت راه تلخ آخرت شه خيلي سخته كه عزيزي يه شب عازم سفرشه تازه فرداي همون روزدوست عاشقش خبر شه خيلي سخته كه دلي روبا نگات دزديده باشي وسط راه اما ازعشق،يه كمي ترسيده باشي خيلي سخته كه بدونه واسه چيزي نگراني ازخودت مي پرسي يعني،ميشه اون بره زماني؟ خيلي سخته توي پاييزباغريبي آشنا شي اما وقتي كه بهار شد يه جوري ازش جداشي خيلي سخته يه غريبه به دلت يه وقت بشينه بعد به اون بگي كه چشمات نمي خواد اونو ببينه خيلي سخته كه ببينيش توي يك فصل طلايي كاش مجازات بدي داشت توي قانون بي وفايي خيلي سخته كه ببيني كسي عاشقيش دروغه چقدر از گريه اون شب،چشم تو سرش شلوغه خيلي سخته واسه اون بشكنه يه روز غرورت اون نخواد ولي بمونه هميشه سنگ صبورت خيلي سخته بودن تو واسه اون بشه عادت ديگه بوسيدن دستات واسه اون بشه عبادت خيلي سخته كه دل تو نكنه قصد تلافي تا كه بين دو پرستو نباشه هيچ اختلافي خيلي سخته اونكه ديروز واسش يه رويا بودي از يادش رفته كه واسش تو تموم دنيا بودي خيلي سخته بري يكشب واسه چيدن ستاره ولي تا رسيدي اونجا ببيني روزشددوباره خيلي سخته كه من و تو هميشه باهم بمونيم اونقدر عاشق كه ندونن ديوونه كدوممونيم خداحافظ همين حالا همين حالا که من تنهام خداحافظ به شرطي که بفهمي تر شده چشمام اگه گفتم خداحافظ نه اينکه رفتنت سادست نه انکه ميشه باور کرد دوباره انتهاي جادست خداحافظ واسه اينکه باز نبندي دل به رويا بدوني با تو وبي تو رسم هميشه اين دنيا خداحافظ خداحافظ همين حالا خداحافظ نميگويم فراموشم نکن هرگز ولي گاهي به ياد آور رفيقي را که ميداني نخواهي رفت از يادش... وقتی برگهای پاییز رو زیر پات له میکنی به یاد داشته باش که روزی نفس به تو هدیه میکردند روزي روزگاري، اهالي يک دهکده تصميم گرفتند تا براي نزول باران دعا کنند. در روز موعود، همهء مردم براي مراسم دعا در محلي جمع شدند و تنها يک پسر بچه با خودش چتر آورده بود و اين يعنی ایمان در دنیای بچه ها هر کي زودتر بگه دوستت دارم برنده هست ولي در دنياي بزرگتر ها هر کي زودتر بگه دوستت دارم بازنده است به دریا شکوه بردم از غم دشت وزین عمری که تلخ تلخ بگذشت به هر موجی که می گفتم غم خویش سری می زد به سنگ و باز خداوند به سه طريق به دعاها جواب مي دهد: او مي گويد آري و آنچه مي خواهي به تو مي دهد. او ميگويد نه و چيز بهتري به تو مي دهد. او مي گويد صبر كن و بهترين را به تو مي دهد مغرورانه اشك ريختيم چه مغرورانه سكوت كرديم چه مغرورانه التماس كرديم چه مغرورانه از هم گريختيم غرور هديه شيطان بود و عشق هديه خداوند هديه شيطان را به هم تقديم كرديم هديه خداوند را از هم پنهان كرديم تو+ عشق = زندگی زندگی+ تو = آرامش من- تو = دیوونگی عشق+ دیوونگی = تو زندگی- تو = مرگ دور و برم را که می نگرم عاشقانی می بینم،دل سوخته، که وصال را قتل گاه و مدفنی برای عشق می بینند و در فراق ِ یارشان همچون شمعی آرام و بی سر و صدادر خفا می سوزند و می سازند ...امّا من،با تمام قوایم ،با ذره ذرۀ وجودم،این قتل گاه را گلستان می کنم. تمام عمرم را... سنگ ریزۀ کوچکم را همچون همیشه در دستان زبرم می گیرم تا پرت کنم درون برکه ای کوچک تا زمان رامثل همیشه بگذرانم.ازطلوع تا غروب،از سپیدی تا سیاهی،از سحر تا شام،ساعت به ساعت،دقیقه به دقیقه،ثانیه به ثانیه، لحظه به لحظه،تمام عمرم را،تمام وجودم را،تمام دنیایم را با تو سپری می کنم.این عمرگرانبها را (گران بها؟) برای ثانیه ای با تو بودن،با یاد تو بودن،برای لحظه ای در کنارت بودن، برای لحظه ای در کنار لبخندت بودن، تنها و تنها و تنها برای لحظه ای ، برای ثانیه ای در کنار قلبت بودن می فروشم. . .ای مهربان ِ من می نوشم شراب را می پرستم شهوت را وسجده می کنم شیطان را می بینم روحم را در آینه ای سیاه وای بر من نفرین بر شماها با من چه کردید؟! با اينکه دلم مي خواست با تمام وجودم داد بزنم به خاطر تو بهش گفتم : به خاطر هيچکس پرسيد: پس به خاطر چه چيز زنده هستي؟ با اينکه دلم فرياد ميزد به خاطر تو با يک بغض غمگين گفتم : به خاطر هيچ چيز ازش پرسيدم : تو به خاطر چي زنده هستي؟ در حاليکه اشک در چشمانش جمع شده بود گفت:بخاطر کسي که به خاطر هيچ زنده است به تو مدیونم همیشه مگه میشه بی تو باشم از شبی که روبرومه چطوری بی تو رها شم به تو مدیونم همیشه مثه شمع صبحه فردا مثه موج سرد و تنها به نگاه نازه دریا به تو مدیونم همیشه من خسته من بی رود مثله خاک سرد و تشنه به نوازشای بارون به تو میرسم دوباره زیره رگباره ستاره وقت بارون نگاهت رو حریر شب میباره اگه پایانی نباشی واسه بغض خستگی هام چطوری برگردم از این خنده های بی سرانجام تو خدای عاشقایی به تو مدیونم همیشه وقتی اسمتو میارم لحظه لحظه تازه می شه به تو مدیونم همیشه من خسته من بی رود مثله خاک سرد و تشنه به نوازشای بارون به تو میرسم دوباره زیره رگباره ستاره وقت بارون نگاهت رو حریر شب میباره هميشه کسي رو انتخاب کن که اونقدر قلبش بزرگ باشه که نخواهي براي اينکه تو قلبش جا بگيري خودت رو کوچک نکني زندگي همچون کلافي پيچ در پيچ است که اولش پيچ است وآخرش هيچ است يه دختر كوري تو اين دنياي نامرد زندگي ميكرد .اين دختره يه دوست پسري داشت كه عاشقه اون بود.دختره هميشه مي گفت اگه من چشمامو داشتم و بينا بودم هميشه با اون مي موندم يه روز يكي پيدا شد كه به اون دختر چشماشو بده. وقتي كه دختره بينا شد ديد كه دوست پسرش كوره. بهش گفت من ديگه تو رو نمي خوام برو. پسره با ناراحتي رفت و يه لبخند تلخ بهش زد و گفت :مراقب چشماي من باش براش بنويس دوستت دارم آخه ميدوني.آدما گاهي اوقات خيلي زود حرفها شونو از ياد ميبرن ولي يه نوشته ، به اين سادگيها پاک شدني نيست.اگرچه پاره کردن يک کاغذ از شکستن يک قلب هم ساده تره...ولي بنويس... در دنیای بچه ها هر کي زودتر بگه دوستت دارم برنده هست ولي در دنياي بزرگتر ها هر کي زودتر بگه دوستت دارم بازنده است خيلي سخته که بغض داشته باشي ، اما نخواي کسي بفهمه ... خيلي سخته که عزيزترين کست ازت بخواد فراموشش کني ... خيلي سخته که سالگرد آشنايي با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگيري ... خيلي سخته که روز تولدت ، همه بهت تبريک بگن ، جز اوني که فکر مي کني به خاطرش زنده اي .... عشق با هم زير باران ايستادن و خيس شدن نيست عشق آن است که يکي براي ديگري چتري شود و او هيچگاه نفهمد که چرا خيس نشد. روزي روزگاري، اهالي يک دهکده تصميم گرفتند تا براي نزول باران دعا کنند. در روز موعود، همهء مردم براي مراسم دعا در محلي جمع شدند و تنها يک پسر بچه با خودش چتر آورده بود و اين يعنی ایمان همیشه فکر کن تو یه دنياي شيشه اي زندگي ميکني. پس سعي کن به طرفه کسي سنگ پرتاب نکني چون اولين چيزي که ميشکنه دنياي خودته وقتي کوچيک بوديم دلمون بزرگ بود ولي حالا که بزرگ شديم بيشتر دلتنگيم ....... I روزهاي تعطيل مثل بقيه روزها ساعتتون رو كوك كنين تا همه از خواب بپرن! ?اين روش براي افرادي كه غير از ساديسم ، رگه هايي از مازوخيسم هم دارن پيشنهاد ميشه وقتي از کسي آدرسي رو مي پرسين بلافاصله بعد از جواب دادنش جلوي چشمش از يه نفر ديگه بپرسين جدول نيمه تموم دوستتون رو حل کنين از بستني فروشي بخواين که اسم پنجاه و چهار نوع بستني رو براتون بگه وقتي از آسانسور پياده ميشين دکمه هاي تمام طبقات رو بزنين و محل رو ترک کنين ايده هاي ديگران رو به اسم خودتون به کار ببرين اگر سر دوستتون طاسه مرتب از آرايشگرتون تعريف کنين روي ماشينتون بوقهاي شيپوري نصب کنين چاقي و شکم بزرگ دوستتون رو مرتب بهش يادآوري کنين وقتي دوستتون موهاي سرش رو کوتاه ميکنه بهش بگين موي بلند بيشتر بهش مي ياد ايميل هاي فورواردي دوستتون رو هميشه براي خودش فوروارد كنين به دریا شکوه بردم از غم دشت وزین عمری که تلخ تلخ بگذشت به هر موجی که می گفتم غم خویش سری می زد به سنگ و باز می گشت فقط کسی معنای دلتنگی رو می فهمه که طعم وابستگی رو چشیده باشه برگ در انتهای زوال می افتد و میوه در ابتدای کمال.بنگر چگونه ای.می افتی چون برگی زرذ یا سیبی سرخ؟ من غریبه دیروزم آشنای امروز و فراموش شده فردا...پس در آشنایی امروز می نگرم تا در فراموشی فردا یادم کنی گفتمش دل می خری؟ پرسید چند؟ گفتمش دل مال تو تنها بخند خنده کرد و دل ز دستانم ربود تا به خود باز آمدم او رفته بود دل ز دستش روی خاک افتاده بود جای پایش روی دل جا مانده بود مرداب برای بدست آودن نیلوفر سالها می خوابه تا آرامش نیلوفر بهم نخوره.پس اگه کسی رو دوست داری برای داشتنش سالها صبر کن دستانت را به من بده و سعی کن تا بفهمی که من چقدر به تو احتیاج دارم.به تو و به عشقی که به آن ایمان دارم. ولی افسوس آسمان نمی بارد تا این تن غبار آلود را بشوید و ببرد با خود به دیار دوست دستهایش بوی گل می داد.او را به جرم چیدن گل گرفتند.اما هیچکس فکر نکرد که شاید گلی کاشته بود.پس یاد بگیر که همیشه خوش بین باشی فراموش کن چیزی را که نمی توانی بدست آوری وتلاش کن چیزی را به دست آوری که نمی توانی فراموش کنی هرگاه خدا تو را به لبه پرتگاه برد به او اعتماد کن.یا تو را از پشت می گیرد یا به تو پرواز کردن را می آموزد بازی زندگی اونی نیست که تاس خوب بیاری.بازی زندگی اونه که با تاس بد خوب بازی کنی یک ساعت تمام بدون آنکه حرفی بزنم نگاهم به رویش خیره شد.آخر خسته شدم.گفتم چرا حرفی نمی زنی ؟ گفت نشنیدی ؟ برو خداوندا به داده و نداده و گرفته ات شکر.که داده ات نعمت است و نداده ات حکمت است وگرفته ات امتحان وقتی سوختن تنها علاجش ساختن است وقتی دوست داشتن ژایانش شکست است و از یاد بردن وقتی عمق همه نگاه ها یک لبخند متعفن است وقتی آسمان بالای سرتسیاه از درد دلهای گرفته است وقتی همه راه ها از چاه جدا نیست وقتی در جهان یک حرف راست نیست پس به چه میتوان دل خوش کرد ... خبر مرگ مرا با تو چه کس میگوید آن زمان که خبر مرگ مرا از کسی می شنوی روی تو را کاشکی می دیدم شانه بالازدنت را -بی قید- و تکان دادن دست -که مهم نیست زیاد- و تکان دادن سر را که عجب ! عاقبت مرد؟افسوس ! من به خود می گویم چه کسی باور کرد جنگل جان مرا آتش عشق تو خاکستر کرد مرا یک دل از خوبان جدا نیست .. ولی صد حیف خوبان را وفا نیست .... به دوستان دل سپردن کار سهل است ... زدوستان دل بریدن کار ما نیست .... گفتی که مرا دوست نداری گله ای نیست .... بین من و عشق تو فاصله ای نیست .... رفتی تو ، خدا پشت و پناهت به سلامت ..... بگذار بسوزد دل من مساله ای نیست. یا من زنده نیست ... یا زندگی همین است .... گرزندگی همین است ... بر مرگ آفرین باد . چندی است که بیمار وفایت شده ام .... در بستر غم چشم به راهت شده ام .... این را تو بدان اگه بمیرم روزی .... مسئول تویی که مت فدایت شده ام .. همیشه غمگین ترین و رنجورترین لحظه ی زندگی آدم توسط کسی ساخته میشه که شیرین ترین و به یاد ماندنی ترین لحظه زندگیت را برایت ساخته است. دوست داشتن دل میخواد نه دلیل .... دوست دارم از ته دل بی دلیل. آسمون به ماه ميگه :عشق يعني چي ماه ميگه يعني بودن درآغوش تو ماه ميگه: توبگو عشق يعني چي آسمون ميگه انتظار ديدن تو پروانه به شمع بوسه زد و بال و پرش سوخت بيچاره از اين عشق سوختن آموخت فرق منو پروانه در اينست پروانه پرش سوخت ولي من جگرم سوخت به خدای عاشقان سوگند که اگر بدانم که دو سم نداری گریه نمی کنم بلکه آرزو می کنم کسی را دوست بداری که دوستت نداشته باشد. عاشقانت همه نام و نشانی دارند .... آنکه در عشق تو بی نام و نشان است منم ناپلئون میگه : همیشه حرفی رو بزن که بتونی بنویسیش ... همیشه یه چیزی رو بنویس که بتونی پاش امضاء کنی ... همیشه چیزی رو امضاء کن که بتونی پاش بایستی ... پس دوست دارم به اندازه یه دنیا... امضاء ... اگر چشمم تو رو خواست قول میدم چشممو ببندم ..... اگه زبونم تو رو خواست قول میدم گازش بگیرم ...... ما اگه دلم تو رو خواست چی کارش کنم؟؟؟؟؟؟ قلب من در شهر چشمان شما جامانده است / قدر یک شب هم که شده از او پرستاری کنید یکی خواست یکی نخواست .... اون که خواست تو بودی اون که نخواست از تو جدا بشه من بودم . در گورستان سلیبی میگذارم تا همه بدوننددر آنجا مرده یی هست..... پس تو هم بر گردن من سلیبی بیاویز تا همه بدونندگورستان من قلب توست به یاد آشنایان آشنا باش .... به پیوندی که بستیم با وفا باش ... همیشه به یاد تو در خاطرم هست .... تو هم هر جا هستی یاد ما باش. محبت مثل سکه میمونه که اگر بیفته توی قلک دل دیگه نمیشه درش آورد اگر هم بخوای درش بیاری باید دل رو بشکنی میگن خدا ابر رو گریه میندازه تا گل بخنده ، پس هر وقت بارون اومد یادت نره بخندی ميشه مثل يه قطره اشك بعضيا رو از چشمت بندازي .... ولي هيچ وقت نمي توني جلوي اشكي رو بگيري كه با رفتن بعضيا از چشمت جاري ميشه اشکي که بي صداست / پشتي که بي پناست / دستي که بسته است / پايي که خسته است / دلي که عاشق است / حرفي که صادق است / شعري که بي بهاست / شرمي که اشناست / دارايي من است / ارزاني شماست هميشه دوست داشتم ابر باشم.چون ابر انقدر شهامت داره که هر وقت دلش ميگيره جلوي همه گريه کنه هيچ وقت رازت رو به کسي نگو. وقتي خودت نميتوني حفظش کني چطور انتظار داري کسي ديگهاي برات راز نگهدار به من ميگفت : آنقدر دوست دارم که اگر بگويي بمير مي ميرم . . . . . . . باورم نمي شد . . . . فقط براي يک امتحان ساده به او گفتم بمير . . . ! سالهاست که در تنهايي پژمرده ام کاش امتحانش نمي کردم عشق گلي است كه اگر آن را به قصد تجزيه و تحليل پرپر كنيد، هرگز قادر نخواهيد بود كه آن را دوباره جمع كنيد عشق گلي است که دو باغبان آن را مي پرورانند بهت نمي گم دوست دارم ، ولي قسم مي خورم دوست دارم ، خيلي سخته که بغض داشته باشي ، اما نخواي کسي بفهمه ... خيلي سخته که عشق نمی پرسه تو کی هستی؟ عشق فقط میگه: تو مال منی . عشق نمی پرسه اهل کجایی؟ فقط میگه: توی قلب من زندگی می کنی . عشق نمی پرسه چه کار می کنی؟ فقط میگه: باعث می شی قلب من به ضربان بیفته . عشق نمی پرسه چرا دور هستی؟ فقط میگه: همیشه با منی . عشق نمی پرسه دوستم داری؟ فقط میگه: دوستت دارم کاش میشد که قلب وسعت می گرفت شمع با پروانه الفت می گرفت کاش میشد در پس احساس ها خنده ها از اشک سبقت می گرفت كاش می شد اشك را تهدید كرد. فرصت لبخند را تمدید كرد. كاش می شد در غروب لحظه ها خاطرات عشق را تجدید كرد سعی کن همیشه تنها باشی زیرا تنها به دنیا آمده ای وتنها خواهی مرد. بگذار عظمت عشق رادرک نکنی. چون عشق آنقدر عظیم است که تنها هستی تورا هم نابود می کند وبه آتش می کشد وحتی به ویرانه های آن هم رحم نمی کند.اما....... اما اگر عاشق شدی تنها برای یک نفر بخند نفس بکش قدم بردار زندگی کن و...............بمیر کتاب عشق رابرایم نخواندی اما عاشقم کردی... دیوانگی رابرایم شرح ندادی اما دیوانه ام کردی... صبر رابه من نیاموختی اما ترکم کردی ..... با تنهایی وغم آشنایم نکردی اما آن را مونسم کردی. در عوض دوچیز را برایم گذاشتی..... اشک و حسرت آرامش بخش ها: یاد خدا، آرامش بخش قلبهای زخمی است. تفکر، آرامش بخش اندیشه های زخمی است. محبت، آرامش بخش عشق های زخمی است. کمک، آرامش بخش یک اجتماع زخمی است. دعا، آرامش بخش روح های زخمی است. گریه، آرامش بخش خاطره های زخمی است. (( دنیا به امید برپاست و انسان به امید زنده است )) آدم وقتی عاشق شد حتی یه لحظه هم عشقش رو نمیذاره و بره اگه این كارو كرد اون عشق نیست آدم وقتی عاشق شد چشمش خود به خود روی همه بسته میشه اگه نشد اون عشق نیست آدم وقتی عاشق شد فقط صلاح و خوبیه عشقش رو میخواد اگه غیر از این بود اون عشق نیست آدم وقتی عاشق شد یه لحظه نمیتونه غم عشقش رو ببینه و آروم بگیره اگه غیر از این شد اون عشق نیست زندگی زندان عشق است.که ما به آن دل باختیم خوبیهایش را ندیدیم پس بابدیهایش ساختیم هرگز عشق بادشاه تو نیست انسان و عشق بی گانه اند چون به هیئت عشق در امدی وارونه باش تا عاشق و معشوق یگانه گردی اینكه تمام عشقت رو به كسی بدی، تضمینی بر این نیست كه اون هم همین كارو بكنه پس انتظار عشق متقابل نداشته باش، فقط منتظر باش تا اینكه عشق آروم تو قلبش رشد كنه و اگه اینطور نشد، خوشحال باش كه توی دل تو رشد كرده. يک ساعت تمام بدون آنکه حرفي بزنم نگاهم به رويش خيره شد.آخر خسته شدم.گفتم چرا حرف نمي زني؟گفت نشنيدي؟برو اول به نام عشق. . . دوم به نام تو. . . سوم به یاد مرگ . . . بر لوح شیشه ای قلبت بنویس: یا تو و عشق، یا من ومرگ همیشه وقتی یکی ازم می پرسید چند تا دوسم داری یه عدد بزرگ میگفتم... ولی وقتی تو ازم پرسیدی چند تا دوسم داری گفتم : یکی !!! میدونی چرا ؟چون قوی ترین و بزرگترین عددیه که میشناسم ... دقت کردی که قشنگترین و عزیز ترین چیزای دنیا همیشه یکین ؟ ماه یکیه ... خورشید یکیه ... زمین یکیه ... خدا یکیه ... مادر یکیه ... پدر یکیه ... تو هم یکی هستی ... وسعت عشق من به تو هم یکیه ... پس اینو بدون از الان و تا همیشه : یکی دوستت دارم باد ترسید از فصل خزان برگ لرزید و افتاد.سنگ پرسید : چرا بوسه زدی بر دل خاک؟ ابر بارید و گفت هیچ مگو! برگ خیس از اندوه من است. توي مه قدم ميزارم سمت خاطرات پيرم مثل برف هاي زمستون اب ميشم فرو ميريزم چشمامو ميبندمُ سر روي زانو هام ميگيرم قفس دوست داشتن تو باز منُ كرده . اسيرم كاش يه دنيا اينه داشتي روي صورتت ميذاشتي با نگاه بي كرانت تنهايي مو بر مياشتي . سفر برايم هيچ چيز جز دل تنگي ندارد اما زندگي به من آموخت كه براي بهتر ديدن عظمت و شكوه هر چيز بايد قدري از آن دور شد! گفتم چشمم.گفت براهش ميدار.گفتم جگرم.گفت پر آهش ميدار.گفتم که دلم.گفت چه داري در دل؟ گفتم غم تو.گفت نگاهش ميدار تورا به جاي همه كساني كه نشناخته ام دوست ميدارم تو رابه جاي همه كساني كه دوستت نميدارند دوست دارم تورا براي دوست داشتن دوست ميدارم خنده ات رو به همه بده، ولی لبخندت را به يه نفر، عشقت را به همه بده،ولی وجودت را به يه نفر، بذار همه عاشقت باشن، ولی خودت عاشق يه نفر باش عشق هر چه بیشتر باشد به زبان آوردنش دشوارتر است و سر آدمی هرچه گران بار تر باشد ژرفای خاموشی را بیشتر می جوید . هیچگاه نگذار در کوهپایه های عشق کسی دستت را بگیرد که احساس میکنی در ارتفاعات آنرا رها خواهد کرد و اكنون با تو بگویم كه كار با عشق چیست؟ كار با عشق آن است كه پارچه ای را ببافی بدین امید كه معشوق تو آن را بر تن خواهد كرد. كار با عشق آن است كه خانه ای را با خشت محبت بنا كنی بدین امید كه محبوب تو در آن زندگی خواهد كرد. كار با عشق آن است كه دانه ای را با لطف و مهربانی بكاری و حاصل آنرا با لذت درو كنی چنانكه گویی معشوق تو آنرا تناول خواهد كرد و بالاخره كار با عشق آن است كه هرچیز را با نفس خویش جان دهی و بدانی كه پاكان و قدیسان عالم به تو می نگرند. گویند که مکتب عشق را 10 کلاس است 1-نگاه 2-عشق 3-مهر و محبت 4-عاطفه و احساس 5-دوستی 6-خواستن 7-نامزدی 8-ازدواج 9-زندگی 10-مرگ!!! انسان لحظه ای بالغ میشود که به جای حاجتمند بودن، عشق بورزد. در این لحظه او شروع میکند به لبریز شدن و تقسیم کردن با دیگران؛ او روی دنده بخشش می افتد. مساله مورد تاکید کاملا متفاوت است. در مورد اولی، تاکید بر این است که چطور بیشتر دریافت کند و در مورد دومی، تاکید بر این است که چطور بیشتر بدهد و چطور بی قید و شرط ببخشد. یادمان باشد اگر شاخه گلی را چیدیم -*- وقت پرپر شدنش سوز و نوایی نکنیم -*- پر پروانه شکستن هنر انسان نیست -*- گر شکستیم ز غفلت ، من و مایی نکنیم -*- یادمان باشد سر سجاده عشق -*- جز برای دل محبوب دعایی نکنیم -*- یادمان باشید اگر خاطرمان تنها ماند -*- طلب عشق ز هر بی سرو پایی نکنیم دختران تا کوچک هستند دنبال عروسکهاي کوچک ميگردند و پسران به دنبال مردان غول پيکرند.اما وقتي بزرگ ميشوند دختران بدنبال مردان غول پيکرند و پسران بدنبال عروسکان کوچک ميروند.واي که چه روزگار خشني تفاوتي هست ميان بودن و نبودن. اي کاش ميتوانستيم باشيم اما نمانيم. تا بر فراز ديوار بلند سکوت. باور دو نگاه را بر هم مي بستيم خداوندا تو میدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است آدم ها به هم گل می دهند ، چون معنای حقیقی عشق در گل ها نهفته است . كسی كه بكوشد صاحب گلی شود ، پژمردن زیبایی اش را هم خواهد دید . اما اگر به همین بسنده كند كه گلی را در دشتی بنگرد ، همواره با او خواهد ماند. چون آن گل با عصر هنگام ، با غروب خورشید ، با بوی زمین خیس و با ابرهای افق آمیخته است ... پائولو کوئیلو هیچ پیوندی نمی تواند جایگزین روح تو شود. تنها تو، تنها تویی كه دوست خودی. اگر واقعاً خواهان تغییر زندگی هستی، همین حالا، بی درنگ آغاز كن. تنهایی، فردیت است. و تنها افراد می توانند دوست باشند. نمی توانی دوست كسی باشی كه با او معنا می یابی این دوستی نیست. یا تحت تسلط اویی یا مسلط بر او این رابطه مالك و مملوك صاحب و برده است. دوستان هرگز مالك یكدیگر نمی شوند. در پیوند عاشقانه، باید به مالكیت در آیی نباید تلاش كنی كه مالك شوی. عشق با جدایی نمی میرد. با بسیار با هم بودن شاید ولی با جدایی هرگز. زوج ها همه باسد به خاطر داشته باشند كه پس از ازدواج ارباب دیگری نخواهند شد فقط همراه، فقط دوست. در گذر گاه زمان , خیمه شب بازی دهر با همه تلخی و شیرینی خو میگذرد , عشق ها میمیرند رنگ ها رنگ دگر میگیرند و فقط خاطره هاست که چه شیرین و چه تلخ ,دست ناخورده به جا میماند . هرگز نخواه كه دیگری تغییر كند. در هر پیوندی تغییر را از خود آغاز كن سراسر بادلِ تنگم یه جنگ تن به تن دارم نه در غربت دلم شاده نه جاى در وطن دارم از این چرخش گردون نسیبم غم ودرده چه عشقى داره اون روز كه گردونه نچرخه مرا دردیست اندر دل اگر گویم زبان سوزد اگر پنهان كنم مغزه استخوان سوزد منجم كوكب بخت مرا از برج بیرون كن كه من كم طاقتم ترسم از اه هم اشیان سوزد نقل است كه گفت :"یك روز دلم گم شده بود. گفتم الهی! دل من بازده" ندایی شنیدم كه :" یا جنید! ما دل بدان ربوده ایم تا با ما بمانی، تو باز میخواهی كه با غیر ما بمانی؟" اسکار وایلد : بچه ها در ابتدا عاشق والدین خود هستند ، بزرگتر که می شوند آنان را به محاکمه می کشند و هنگامی که خود صاحب فرزند شدند والدین خود را می بخشند . هنگامی كه وسوسه می شوی تا حرف های كنایه آمیز و نیشدار به دیگران بزنی ، یادت باشد كه فلفل زیادی ، طعم غذا را خراب می كند .كلمات نسنجیده ، دوستی های با ارزش را تباه می كند . ظرفیت عشق وجودت را با دوست داشتن همه ی انسان ها و تمامی زندگی افزایش بده لازم نیست كسی غیر از خودتان باشید. فقط كافی است از كسی كه قبلا بوده اید بهتر باشید. یك همسر فقط همراه آدم نیست، او كل تقدیر ماست. انسان، عاشق زیبایی نمی شود. بلكه آنچه عاشقش می شود در نظرش زیباست. زندگی آن نیست كه هر چه می خواهید داشته باشید، بلكه آن است كه هر چه را دارید، بخواهید. كسی كه نمی تواند احمق شود، نمی تواند عاقل باشد. چنان شیرین زبان نباشیم كه ما را یك دفعه بخورند و چنان تلخ زبان نباشیم كه از دهان یك دفعه پرتمان كنند. بزرگی را به كسی نمی بخشند، باید خود آن را به دست آوریم. گاهی اوقات در زندگی خیلی زود، دیــــــــــــر می شود. باد من به دنیایی می اندیشم كه در آن انسانی زندگی زیباست/نه به زیبایی حقیقت خدایا ما در ظلماتیم بدان خاطر که کسی به عشق ما نسوخت ما تنهاییم چرا که هرگز کسی ما را به جانب خود نخواند ما خاموشیم زیرا که دیگر هیچ گاه به سوی شما باز نخواهیم گشت و گردن افراخته بدان جهت که به هیچ چیز اعتماد نکردیم بی ان که بی اعتمادی را دوست داشته باشیم. دستانم بوی گل میداد، به جرم چیدن گل مرا گرفتند، اما هیچكس فكر نكرد شاید گلی كاشته باشم تپه های شنی با وزش باد جابه جا می شوند . اما صحرا همیشه صحرا می ماند . و این است افسانه عشق...
اينك بي تو دلم درجستجوي كوچه اي است كه به باغ ياد تو بپيوندد.
بگو اي مسافر نازنينم:
براي ديدنت از كدامين كوچه بيايم ... ؟!
آفتاب لـب بـوم غروب بيا ببـيـن چـــه مي کنه
هواي برفي هم باشه از آسمون گل مي باره
چه حال و احواليه عشق
زبون واژه بند مي ياد وقتي که عشق حرف مي زنه
ايــن ادعــاي مــعـــجـــزه جــهــانـــو زيــبـا مي کنه
چه حال و احواليه عشق
آفتاب لـب بـوم غروب بيا ببـيـن چـــه مي کنه
هواي برفي هم باشه از آسمون گل مي باره
چه حال و احواليه عشق
اون نخواد ولي بمونه هميشه سنگ صبورت
ديگه بوسيدن دستات واسه اون نشه عبادت
خيلي سخته چيزي رو كه تا ديشب بود يادگاري
جلسه محاكمه عشق بود
و قاضي عقل ،
و عشق محكوم به تبعيد به دورترين نقطه مغز شده بود
يعني فراموشي ،
قلب تقاضاي عفو عشق را داشت
ولي همه اعضا با او مخالف بودند
قلب شروع كرد به طرفداري از عشق
آهای چشم مگر تو نبودي كه هر روز آرزوي ديدن اونو داشتي
اي گوش مگر تو نبودي كه در آرزوي شنيدن صدايش بودي
و شما پاها كه هميشه آماده رفتن به سويش بوديد
حالا چرا اينچنين با او مخالفيد
همه اعضا روي برگرداندند و به نشانه اعتراض جلسه را ترك كردند
تنها عقل و قلب در جلسه مادند
عقل گفت :ديدي قلب همه از عشق بيزارند !
ولي من متحيرم كه با وجودي كه عشق بيشتر از همه تو را آزرده
چرا هنوز از او حمايت ميكني !؟
قلب ناليد:كه من بدون وجود عشق ديگر نخواهم بود
و تنها تكه گوشتي هستم كه هر ثانيه كار ثانيه قبل را تكرار ميكند
و فقط با عشق ميتوانم يك قلب واقعي باشم .
پس من هميشه از او حمايت خواهم كرد حتي اگر نابود شوم




پرسيد: به خاطر کي زنده هستي؟
هر وقت که دل کسي رو شکستي روي ديوار ميخي بکوب تا به يادت باشه که دلشو شکستي هر وقت که دلشو بدست اوردي ميخ را از روي ديوار در بيار اخه دلشو بدست اوردي اما چه فايده جاي ميخ که رو ديوار مونده
I L
I Lo
I Lov
I Love
I Love Y
I Love Yo
I Love Yoghurt
چند پیشنهاد برای بازي کردن با اعصاب ديگران
سر چهارراه وقتي چراغ سبز شد دستتون رو روي بوق بذارين تا جلويي ها زود تر راه بيفتند
وقتي ميخواين برين دست به آب با صداي بلند به اطلاع همه برسونين
کرايه تاکسي رو بعد از پياده شدن و گشتن تمام جيبهاتون به صورت اسکناس هزاري پرداخت کنيد
همسرتون رو با اسم همسر قبليتون صدا بزنين
روي اتوبان و جاده روي لاين منتهي اليه سمت چپ با سرعت پنجاه کيلومتر در ساعت حرکت کنين
وقتي عده زيادي مشغول تماشاي تلويزيون هستند مرتب کانال رو عوض کنين
در يک جمع سوپ يا چايي رو با هورت کشيدن نوش جان کنين
به کسي که دندون مصنوعي داره بلال تعارف کنين
وقتي با بچه ها بازي فکري مي کنين سعي کنين از اونها ببرين
موقع ناهارتوي يک جمع جزئيات تهوع وگلاب به روتون استفراغي که چند روز پيش داشتين رو با آب و تاب تعريف کنين
بوتيک چي رو وادار کنيد شونصد رنگ و نوع مختلف پيراهنهاشو باز کنه و نشونتون بده و بعد بگين هيچ کدوم جالب نيست و سريع خارج بشين
شمع هاي کيک تولد ديگران رو فوت کنين
وقتي کسي لباس تازه مي خره بهش بگين خيلي گرون خريده و سرش کلاه رفته
صابون رو هميشه کف وان حموم جا بذارين
وقتي دوستتون رو بعد ازيه مدت طولاني مي بينين بگين چقدر پير شده
وقتي کسي در جمعي جوک تعريف مي کنه بلافاصله بگين خيلي قديمي بود
بادکنک بچه ها رو بترکونين
مرتب اشتباه لغوي و گرامري ديگران هنگام صحبت رو گوشزد کنين و بهش بخندين
بچه جيغ جيغوي خودتون رو به سينما ببرين
کليد آپارتمان طبقه سيزدهم تون رو توي ماشين جا بذارين و وقتي به در آپارتمان رسيدين يادتون بياد! ?اين راه هم جنبه هايي از مازوخيسم در بر داره
توي كنسرتهاي موسيقي بزرگ و هنري ، بي موقع دست بزنين
دوستان عزیز با تشکر از شما.لطفا نظر بدید.یادتون نره !
![]()
بهت نمي گم كه هر چي بخواي بهت مي دم ، چون همه چيزم تويي ،
نمي خوام خوابتو ببينم ، چون تو خيلي خوش تر از خوابي ،
اگه يه روزي چشمات پر از اشك شده دنبال يه شونه گشتي كه گريه كني ، صدام كن
، بهت قول نمي دم كه ساكتت كنم منم پا به پات گريه مي كنم ،
اگه دنبال مجسمه سكوت مي گشي تا سرش داد بزني ، صدام كن قول ميدم ساكت بمونم
، اگه دنبال خرابه مي گشتي تا نفرتتو توش خالكي كني ، صدام كن ، قلبم تنها
خرابه ي وجود توست
عزيزترين کست ازت بخواد فراموشش کني ... خيلي سخته که سالگرد آشنايي با عشقت
رو بدون حضور خودش جشن بگيري ... خيلي سخته که روز تولدت ، همه بهت تبريک بگن
، جز اوني که فکر مي کني به خاطرش زنده اي ... خيلي سخته که غرورت رو به خاطر
يه نفر بشکني ، بعد بفهمي دوست نداره ... خيلي سخته که همه چيزت رو به خاطر
يه نفر از دست بدي ، اما اون بگه : نمي خوامت
چه زجری میکشد آن کس که انسان است و از احساس سرشار است![]()
![]()
لطفا نظر یادتون نره![]()
![]()
![]()
بوی عشق را لابه لای شاخه های بید
دمیده بود
،
قناری
كه تازه از قفس رهیده بود
صدای عشق را
لابه لای برگ
گلی شنیده بود
،
و تنها عاشق بود
كه بی توجه به عشق
زیر درخت تنهایی خود
لمیده بود.
انسان دیگر را تحقیر نمی كند
جایی كه عشق زمین را مقدس كرده
و صلح جاده های آن را زیبا كرده
من به دنیایی می اندیشم كه همه
راه آزادی را می دانند
جایی كه طمع شیره جان را نمی كشد
و زیاده خواهی زنگاری بر روزمان نمی كشد
به دنیایی كه می اندیشم سیاه و سفید
از هر نژادی كه باشند
زمین را با سخاوت با هم قسمت می كنند
و هر كسی آزاد است
و بدبختی رخت بر می بندد
و شادی، مثل مرواریدی
در زندگی هر كس می درخشد
اینچنین است دنیایی كه به آن می اندیشم.
حقیقت تلخ است/نه به تلخی جدایی
جدایی تلخ است/نه به سختی تنهایی
به من تلاش در شكست
صبر در نا امیدی /رفتن بی همراه
فداكاری در سكوت/خدمت بی نان
مناعت بی غرور/عشق بی هوس
و دوست داشتن بی انكه دوست بداند
روزی كن
| Design By : Night Skin |












